۱۳۹۳ فروردین ۷, پنجشنبه

نقل از خاطرات و تاملات مصدق - 3



بنابر این با اطمینان خاطر می توان گفت: مصدق ، این ملاک قاجاری که از سوی ناصرالدین شاه به مصدق السلطنه ملقب گشته، . از تبار آنهایی که   امروزه ما آنها را روشنفکران و یا اندیشمندان و... می خوانیم نیست. مصدق در واقع از تبار آن دسته از قاجار  و اشراف دولتی است که اولا پیرو استقلال دستگاه دولتی و دوما به این نتیجه رسیده اند که ضامن استقلال سیاسی و 
دولتی کشور پیروی از سلطنت مشروطه، قانون اساسی و نظام مجلسین می باشد

داوری در باره مصدق داوری درباره یک کشور و تاریخ یک کشور و داوری پیرامون یکی از مراحل حساس این کشور در طی دهه پس از جنگ جهانی دوم - 32-20 می باشد..

. خود مصدق در خاطرات و تاملات خویش مایل است که نسل های آتی که از جمله  ما باشیم پیرامون او به غلط به داوری ننشینیم.اما از مصدق گذشته آیا می توان درباره انسان ها از روی آنچه خود در باره خویش می گویند، داوری کرد؟

مسلما خیر!

آنچه که مسلم است برای شناخت مصدق ما باید از خاطرات و تاملات او گذر کنیم و شاید بهتر این باشد  از این رو از خاطرات و تاملات   او کمک بگیریم تا به شناخت  و بازسازی یک دهه پرحوادث ازکشوری به پردازیم که به دو جهت اساسی زبر بار گران کمر خرد کرده است:

-استعمار و مداخلات دول قدرت مند زمان
-ارتجاع، طبقات عالیه، جامعه و مناسبات عقب مانده اجتماعی

تا به امروز به یقین می توان گفت هردو این جهات کم وبیش کماکان به اعتبار گذشته خویش باقی می باشند

ما امروزه به خوبی و یا بیش از گذشته می دانیم که نه با عصای استعمار می توان به مبارزه ارتجاع سیاه و سرخ رفت و برعلیه آنها به اصلاحات انگلیسی و یا آمریکایی، روسی و یاچینی و.. متوسل شد و نه برعکس با عصای ارتجاع سیاه و سرخ استعمار را از کشور بیرون راند..

ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر