۱۳۹۰ دی ۳, شنبه

نظر شما نسبت به ائتلاف عمل جمهوری خواهان و سلطنت طلبها؟

قبل از همه اجازه دهید من به قوانین و قواعد نظرخواهی ها و نظر دهی های از این قبیل اشارهی دهم تا از همان آغاز این که آنچه آمده می شود مبادا دائر بر دیکته کردن خواسته ایی از سوی کسی به کسی و کسانی تلقی شود.

همان گونه دوستان مطلع اند هر نظر اجتماعی از دو جهت مورد توجه جهانیان است یکی از زاویه دایره اعتبار  فردی و دیگری از دایره اعتبار  اجتماعی.

فردیت یک نظریه اجتماعی نافی اجتماعی بودن آن نیست. نباید از نظر دور داشت هر فردی حامل شعور اجتماعی یعنی از آن جامعه ایی می باشد که او عضو آن است. ما به این شعور اجتماعی به غلط خرد جمعی می گوییم. تا مادامیکه که فرد در جامعه خود موثر می تواند باشد محق است  با استفاده از حقوق فردی اش اعضای دیگر جامعه را به منافع مشترک و اجتماعی متوجه گرداند، چرا که فرد تنها از این راه قادر است به منافع اجتماعی اش برسد و یا آنرا حفظ کند.

اما در پاسخ به مسئله ائتلاف عمل جمهوری خواهان با سلطنت خواهان.

من به علل و دلایل زیر مخالف چنین ائتلاف عملی هستم.

1- جمهوری خواهی و سلطنت خواهی یک اختلاف اساسی و استراتژیک است.  این اختلاف بر می گردد به دو نظام یکی  دمکراسی و دیگری اریستوکراسی. یکی مردم سالاری و دیگر شاه سالاری.

 این که شاه سالاری و اریستوکراسی مملکت بنابر وعده های حرفی  و شفاهی  مدعی کنونی سلطنت در ایران در پی نزدیک سازی  نظام پادشاهی به جمهوری و مردم سالاری است، گرچه این تلاش در نزدیکی به مردم سالاری و اصول آن در خور توجه می باشد، اما نظر به شرایط اجتماعی و تاریخی و تجارب تلخ استبداد شاهی و متکی به نفت و استعمار و... ادعای های شفاهی و تبلیغاتی مدعی سلطنت در نزدیکی به مردم سالاری کافی نیست.

ما در سلطنت خواهان با طیفی مواجه هستیم که معدل آن همان است که هم اکنون از سوی مدعی تاج شاهی اظهار میشود. اما همان گونه که می دانیم یک سلطنت در ایران در فردای استقرار تنها متکی به نفوذ یک طیف نیست و اگر هم باشد تنها در نخستین سالهای استفرار و یا در نخستین نسل  چنین خواهد بود.

این را از این رو عرض می کنم که جمهوری خواهانی که  به پای ائتلاف با سلطنت خواهان پهلوی  می روند باید احتمال این را هم بدهند که در صورت بازندگی در این قمار سیاسی عملا با خدمتی که به  بازگشت سلطنت در ایران نموده اند در فردای سلطنت دوباره پهلوی باید در سایه آن تصور آینده صالحی برای خود را داشته باشند و این به علت گفته شده در بالا ممکن نیست.


2- ما جمهوری خواهان باید به این نکته بیاندیشیم که  اساسا در چنین ائتلافی با سلطنت طلبها  چه حاصلی از سوی این نیروها متوجه ما می شود. مگر چنین ائتلافی با هدف سرنگونی حاکمیت روحانیت نیست؟ اگر است آنگاه این پرسش مطرح است که سلطنت طلبها در این روند چه مساعدتی می توانند به ما بنمایند و اصلا در این روند چه کمکی از دست شان برمی آید که در مسیر حاکمیت به غیر از خودشان باشد؟

از نظر من نباید از نظر دور داشت چنین ائتلافی در عمل بسود ما نیست اما بسود سلطنت طلبها است . آنها در واقع نظر  از روی  ضعف و این که با پنهان شدن در پس چنین ائتلافی با چمهوری خواهان چهره خود را بپوشانند و در فردای سرنگونی در کشور مطرح شوند به پای چنین ائتلافی می روند.

و اما جمهوری خواهان برای رسیدن به جمهوری و برای تلاش دوباره برای استقرار جمهوری محتاج این نیستند که برای این منظور سوراغ دعا را فراموش کنند و با نیروهایی  همکاری کنند که زمانی  در سرنگونی شان دست داشته اند.

علل شکست جمهوری خواهان در سرنگونی پهلوی و سلطنت و استقرار استبداد روحانیت علتی نباید شود که جمهوری خواهان برای رهایی از این خود کرده با نیروهای دست بدست شوند که  زمانی در سرنگونی شان دخیل بوده اند و اکنون برای بازگشت سلطنت ورشکسته شان تلاش می کنند.

3- راه استقرار جمهوری در کشور راه اصلاح جمهوری اسلامی نیست. اما به این معنا نیست که ما باید به این علت با سلطنت خواهان همکاری کنیم. استقرار یک نظام در کشور باید متکی به اراده مردمی باشد که خواهان حکومت کردن و دولت داشتن می باشند.

چنین نظامی را نه ناتو و نه آمریکایی ها به ما هدیه می کنند و نه با کنارگیری  خودبخود  حاکمیت روحانیت تحصیل میشود. مردمی که حاکمیت خود را  می خواهند باید برای این امر همت کنند.

و اما این که در فردای حاکمیت خود این مردم این نظام را چگونه سازماندهی می کنند و این حاکمیت مردمی، جمهوری، و مردمی سالاری به چه شکل  در خواهد آمد.... این را باید همین  جمهوری خواهان  میان خود به رای بگذارند .

به عبارت دیگر نه این اساس حکومت مردمی، مردم سالاری، جمهوری و یا... است که باید به رای گذارده شود  بل که مدل جمهوری باید به رای گذارده شود. .والا خود جمهوری که مظهر قدرت و حاکمیت مردم است از راه رای حاصل نمی شود و برای آن باید مردم جمهوری خواه  همت کنند و لذا این  آخری را میان اهالی یک کشور به رای گذاردن استهزا آمیز است.

4- ابقای جمهوری اسلامی و تداوم شوم حاکمیت روحانیت در فقدان ائتلاف عمل جمهوری خواهان و سلطنت طلب ها نیست. ما جمهوری خواهان بیش همه باید در فضای وحدت خواهی پدیدار شده،  ازعلل این تداوم شوم را در فقدان وحدت و ائتلاف میان خودمان جستجو کنیم و همین وحدت است که در فردا اساس دمکراسی و جمهوری در کشور را تشکیل خواهد داد.

از این رو  اگر ما در این زمینه توانستیم گامی های مثبتی جهت  اشتراک  برنامه ای و عملی برداریم آنگاه باید مطمئن بود قوای حاصله از این راه به حدی خواهد بود که آنگاه اصلا نیازی نیست که در مورد اساسی ترین مسئله هر سیاستی یعنی نوع نظام به پای یک جبهه خلقی رویم که شکست چنین راهی - راه جبهه - در استقرار جمهوری اسلامی از قبل موجود است.





۱ نظر:

  1. هر زمان شما "جمهوریخواهان" چرایی انقلاب سال 1357 را به توان منطق مورد تحلیل و بررسی قرار دادید آنوقت میتوان هرگفته شما را جدی گرفته درباره هر اتحاد ، عقد و ازدواج و یا صیغه سیاسی به سخن نشست اما بدوا مهم است که فهم شما از دگرگونیهای بهمن 57 دانسته گردد. مرسی !

    پاسخحذف