۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه
با سلام و درودهای فراوان،
به منظور دور انداختن حجاب اجباری یکی از راهها نشان دادن عزم راسخ زنان و مردان ایرانی برای رهائی از این یوغ میباشد. با عضویت در گروه زیر که در حکم یک صندوق رای را دارد آرای خود را برای دور انداختن حجاب اجباری به صندوق رای بریزید:
http://groups.yahoo.com/group/IRAN-NAHbehHEJABeEJBARI/
فرهاد واکف
اعلام تشکیل کانون دور انداختن حجاب اجباری!
بدین وسیله همه زنان و مردان سازش ناپذیر، آزادیخواه و مبارز، برابری طلب و مدرنیست را که علیه نظام جمهوری اسلامی مبارزه میکنند به محلق شدن در کانون دور انداختن حجاب اجباری فرامیخوانیم. هدف از تشکیل این کانون به قرار زیر است: 1. ما معتقدیم که رژیم جمهوری اسلامی باید سرنگون بشود. این رژیم باید به اسم آزادی، حرمت زن و شان همه انسانها برود.
اعلام تشکیل کانون دور انداختن حجاب اجباری!
بدین وسیله همه زنان و مردان سازش ناپذیر، آزادیخواه و مبارز، برابری طلب و مدرنیست را که علیه نظام جمهوری اسلامی مبارزه میکنند به محلق شدن در کانون دور انداختن حجاب اجباری فرامیخوانیم.
هدف از تشکیل این کانون به قرار زیر است:
1. ما معتقدیم که رژیم جمهوری اسلامی باید سرنگون بشود. این رژیم باید به اسم آزادی، حرمت زن و شان همه انسانها برود.
2. ما معتقدیم که سرنگون کردن جمهوری اسلامی بدون تعیین تکلیف با مسئله خشونت و ستم بر زن محال است. چون نماد این حکومت، سی سال زن ستیزی، خشونت و تحقیر میلیونها زن در این مملکت است. مبارزه رهاییبخش مردم ایران علیه حاکمیت این رژیم فقط میتواند یک مبارزه مساوات طلبانه، مدرن، پیشرو، و مبارزه ای بر ضد سمبلهای اسلامی باشد. این تنها مبارزه ای است که حمایت مردم دنیا را بد نبال خواهد داشت.
3- ما معتقدیم که مقابله با حجاب اجباری، نوک حمله مبارزه علیه خشونت به زن است. تاریخ تولد حجاب اجباری در ایران تاریخ از گور بیرون آمدن حکومت خمینی میباشد. حجاب سمبل اسلامی بودن این دیکتاتوری هار در ایران است. مظهر تحقیر و خشونت به زن است. حجاب زندان زن است. حجاب علامت به گروگان گرفتن یک مملکت هفتاد میلیونی و تبدیل آن به یک زندان سیاه زنانه/مردانه است. حجاب را هرگز زنان ایران داوطلبانه به عنوان پوشش خود برنگزیدند. بر عکس! میلیونها زن در طول این سی سال جنگیدند. هیچگاه مردم ایران به حجاب اجباری تن ندادند.
4. تحمیل حجاب کودک از نظر ما عین خشونت و بربریت است. حجاب کودک ولو با ترفند "اختیاری" باید به عنوان مظهر خشونت به کودک در همه جای دنیا غیر قانونی و قدغن اعلام بشود. کودک مذهب ندارد. جشن تکلیف دختران خردسال در ایران مظهر خشونت اسلامی بر علیه کودکان است. احدی نباید اجازه داشته باشد تحت هیچ شرایطی بر سر کودکان حجاب کرده و باعث آزار جسمی و روحی کودک و مانع پرورش وی بشود.
5. جنبش مقابله با حجاب اجباری نه امروز متولد شده است، نه محصول تحولات چند ماه اخیر در ایران است. جنبش مقابله با حجاب اجباری در سال 57 و در مقابل فرمان خمینی و با شعار "ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم"، " نه روسری، نه توسری" متولد شد.ایران اکنون تنها کشور جهان محسوب میشود که مشخصه سیاسی آن افتخار کردن به وجود یک جنبش عظیم سیاسی خلاصی از حجاب است. لذا مبارزه علیه حجاب اجباری جایگاه ویژه ای در تلاش مردم ایران برای پیروز شدن بر علیه حکومت زن ستیز اسلامی دارد.
6. جنبش مقابله با حجاب اجباری مورد حمایت میلیونها نفر از مردم ایران است چون مسئله حجاب فقط و تنها مسئله "زنان" ایران نیست. در جامعه ای که دولت حاکم از مردان، تصویر دیوهای درنده خو و عقب مانده میدهد. در جامعه ای که دولت آن فقط و تنها به این اعتبار و از قبل تحقیر خود مردان برای پیچیدن زن در اختناق حجاب مشروعیت میگیرد، زن و مرد هر دو هتک حرمت شده اند. در جامعه ای که در آن زن تحقیر میشود، عشق وجود ندارد! در جامعه ای که در آن زن از مرد جدا میشود، خوشبختی به پستو میرود. از نظر ما جامعه ای آزاد و خوشبخت است که در آن زن و مرد هر دواز حق و حرمت برابر برخوردارباشند. آزادی زن، معیار آزادی جامعه است. لذا به عقیده ما جنبش مقابله با حجاب اجباری به هیچ عنوان جنبشی نیست فقط مربوط به زنان. معترضین به اختناق حجاب، همه انسانهای این مملکتند، صرف نظر از جنسیتشان!
7. با آتش زدن عکس خمینی در ایران و تعرض بحق مردم در تظاهراتهای عاشوراشکن امسال، حکومت جمهوری اسلامی به لرزش مرگ افتاده است. هر لحظه منتظرند که حجابها در تهران، شیراز و اصفهان و تبریز و... به آتش کشیده شود. برای حکومت خامنه ای همانقدر خمینی سمبل تروریزم اسلامی است که حجاب اجباری! برای همین پیش پیشکی به همدیگر نان قرض میدهند. یکی دشنه های از نفس افتاده اش را به رخ میکشد، یکی مردم را نصیحت میکند تا حکومت را دلداری داده باشد. جواب ما این است که حجاب بی حجاب!
ما حجابها را به دورمی اندازیم و به آتش میکشیم! ما به کلیه سمبلهای این حکومت تعرض میکنیم. مردم ایران پلهای پشت سر خود را خراب کرده اند، مردم یا باید پیشروی و تعرض کنند، یا در صورت توقف و تحمیل سازش، خیزش برحق آنها را در خون برپادارندگانشان خفه میکنند. به نظرما این حکومت قدرت سرکوب و خفه کردن مردم را از دست داده است. به نظر ما این جنبش ملی/ مذهبی نیز قدرت به کجراه بردن و کنترل مبارزه مردم را از دست داده است. برای همین بازنده های سیاسی به تدریج کنار هم ردیف میشوند. در مقابل اما، مردم ایران با وجود سرکوب، با وجود کهریزک، قهرمانانه به خیابان آمده و تصمیم گرفته اند پیروز بشوند. سوزاندن حجابها یک قدمی پیروزی مردم، برچیدن بساط این حکومت، دستگیر کردن خامنه ای و احمدی نژاد و خلاص شدن از شر این حکومت قتل و جنایت و زن ستیزی است.
8. کم کردن هزینه مردم در پروسه انداختن نظام تنها از طریق قویتر کردن مبارزه خود این مردم ممکن است. هر گونه راه حلی دیگری که به بهانه "کم کردن هزینه" دنبال بند و بست باشد از جانب ما و مردم دست رد میخورد. از نظر ما مبارزه مردم ایران باید آنقدر نیرومند شود که هیچ نیرویی نتواند و حتی جرئت نکند علیه آن وارد میدان مبارزه شود. لذا ما معتقدیم که یکی از راه های قویتر کردن مبارزه مردم، جلب حمایت مردم شریف و بشریت متمدن در سراسر جهان و از جمله در کشورهای غربی میباشد. بر ای جلب حمایت و سمپاتی بین المللی از مبارزات قهرمانانه مردم ایران ارائه تصویر مدرن، غیرمذهبی، زنانه، مترقی و پیشرو ازاین مبارزه حیاتی ترین روش است. نتیجه سی سال حکومت اسلام در ایران و رشد جنبشهای اسلامی، تثبیت تصویر خشن، ضد زن و عقب مانده و تروریستی از این جنبش سیاه در میان مردم غرب میباشد. بشریت متمدن در غرب از جنبشهای آلوده به اسلام در منطقه خاورمیانه ترس دارد و از آن نگران میشود. لذا هر چقدر مردم ایران تلاش کنند تصویری مدرن، برابری طلب، ضد خشونت به زن و انسان، ضد سمبلهای اسلامی و تروریستی از مبارزه خود ارائه بدهند، حمایت هر چه وسیعتر بشریت متمدن را غرب را بخود جلب میکنند و این حمایت، چتر حفاظتی قوی و سیاسی بالای سر این مردم خواهد شد.
9. این تنها حکومت نیست که با جنبش مقابله با حجاب درافتاده است. ما از روزی که علیه فرمان خمینی به خیابان رفتیم هم باید علیه حکومت خمینی میجنگیدیم، هم باید با تفکرات و سیاستهای واپسگرای جریانات مختلف جنبش ملی/اسلامی در می افتادیم. آنها که اسید و دشنه در دستهایشان بود حسابشان روشن بود، اینها که به اسم "روشنفکر" دکان سیاسی باز کرده بودند، وضعشان روشن نبود. اینها همیشه یک انگشت سبابه را به طرف همان دشنه ها داشتند، یک انگشت سبابه را به طرف ما که مبادا تند روی بکنیم. سال 57 ما را با ادبیات آخوندی آن موقع خود "طاغوتی" نامیدند، سال 88 ادبیاتشان "نواندیشانه" است و لذا ما را "تندرو" خطاب میکنند. در حالی که عقب مانده ترین و واپسگراترین قشریون ملی/مذهبی صحنه سیاست ایران، این دسته به اصطلاح "روشنفکران" هستند که از انقلاب مشروطیت تا بحال جنبششان ترمینال آمد و شد دیکتاتوریهای سیاه در ایران بوده است. کسانی که "امام خمینی" را رهبر خود میدانستند، اما زن معترض متمدن و پیشرو مملکت را "فاسد آمریکایی" خطاب میکردند. اینها کسانی هستند که در طی این سی سال ما هر وقت بلند شدیم از حق و حقوق زن حرف بزنیم، سوت مبصری را از جیب آخوندها بیرون آورده راه افتادند تا ثابت کنند الان نوبت زن نیست! نوبت حمله به حجاب اجباری نیست! نوبت حمله به آپارتاید جنسی نیست! مگر نه اینکه در تفکر و سیاست اینها زن نفر آخر است! اینها در سیاست هم همان کاری را میکنند که موقع گردش در خیابان! همیشه ده قدم جلوتر از زن و فرزندان در حال قیقاچ رفتنند!
جالب اینجاست که این جنبش همیشه برای عقب راندن ما استنادش به اختناق حاکم است. اختناقی که خود اینها در بوجود آوردنش نقش درجه اول را داشته اند. دشنه های این حکومت را که خودشان جزو بنیانگذارانش بودند نشان ما میدهند تا وانمود کنند که دغدغه اینها "هزینه دادن" ماست! در حالی که هزینه را جنبش ما به خاطر حکومت خمینی از یک طرف و سازش اینها با آن و تعرض به ما از طرف دیگر داده ایم! هزینه مردم هر وقت بالا رفته است که معرکه گردان اعتراض بحق آنها این بادمجان دور قابچینهای ملی/اسلامی شده اند. یا بند و بست کرده اند. یا برای سرکوب مردم دست به یکی کرده اند. یا سمومات عقب مانده مذهبی و سیاسی خود را به جامعه پاشیده اند.
این تاریخ به ته رسیده است! ما معتقدیم دست بر قضا الان نوبت ماست! ما بر خلاف آنها قطب نمای مبارزه خود را بر اساس مزاج آقای خامنه ای و رقابتهای آخوندها در بیت رهبری تعیین نمیکنیم. ما کل این نظام را نمیخواهیم. ما معتقدیم آنها ترسیده اند. کلشان ترسیده اند. علت اینکه حرفهایشان با عربده کشیهای حکومت در جماران برای عقب راندن تعرض زنان در این اعتراضات به هم چفت میشود این است که با سر رسیدن عمر حکومت، جنبش اصلاح و تعدیل آن نیز مرخص است! باید برود!
-10بدون لغو حجاب اجباری به مثابه سمبل خشونت به زن، زیر بار هیچ سناریو و راه حل سیاسی نخواهیم رفت. چون میدانیم که عمر این حکومت به تار موی زنان بند است. ما بر سر لغو حجاب نمیگذاریم حتی یک سانتی متر سازش سیاسی بشود چون بر تارک این حجابهایی که بر سر زنان ماست خون و رنج و مشقت میلیونها زن و مرد نقش بسته است. تاریخ حجاب اجباری در ایران داستان مقابله خونین چندین نسل در این مملکت است. سی سال رنج نکشیدیم، سی سال کتک نخوردیم، سی سال قربانی ندادیم، سی سال آواره نشدیم که درست سر بزنگای تعیین تکلیف این نظام، در باره سرنوشت یکی از مهمترین سمبلهای حکومت اسلام در مملکت ساکت بنشینیم و نظاره گر خاموش باشیم. ما پرچم آن مبارزه خونین را اکنون اینجا و همین امروز به مرکز تحولات سیاسی ایران می آوریم. ما زیر بار هیچ بهانه و ترفندی برای جانبی کردن و به فراموشی سپردن این مسئله نمیرویم. امروز اعلام میکنیم ما انقلاب نکردیم که باز هم عقب بمانیم!
ما از همه سازش ناپذیران، همه آزادیخواهان، همه برابری طلبان، فعالین حقوق زن، فعالین جنبش ضد مذهبی، فعالین جنبش لغو حجاب اجباری میخواهیم به این کانون بپیوندید. عضو این کانون شوید. در راس جنبش حق طلبی زن برای دورانداختن و آتش زدن حجابها دستتان را در دستان ما بگذارید. به ما بپیوندید تا پرچم بدور انداختن و به آتش کشیدن حجاب در مملکت را در ارتفاع بالاتری به اهتزاز در بیاوریم.
17 دی ماه 1388
7 ژانویه 2010
مرگ بر جمهوری اسلامی!
مرگ بر حجاب اجباری!
زنده باد جنبش حق طلبانه و برابری طلبانه زنان
زنده باد مبارزات رهائی بخش و فهرمانانه مردم ایران
فواد روشن
http://rezgarr.blogspot.com/2010/01/blog-post_08.html
۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه
خواستههای زیر مطالبات ملی-دموکراتیک جنبش سبز است. دیگر خواستهها از جانب دیگر جناحهای جنبش در بیانیهها و اعلامیهها مطرح شده است. مطالبات ملی-دموکراتیک اساسی تر از خواستههای جناحهای محافظه کار و اصلاح طلب جنبش میباشد. محوریترین مطالبه جنبش ملی-دموکراتیک در حل حاضر تغییر حکومت در ایران است. برای این منظور خواسته انحلال نهاد رهبری و ارگانهای وابسته به ولی فقیه بطور مشخص مطرح شده است. برای تغییر حکومت وجود یک حکومت گذار الزامی است.وظیفه حکومت گذار(شورای هماهنگی)استقرر حکومت ملی-دموکراتیک، در دوران فقدان حکومت فعلی است.اعضای حکومت گذار(شورای هماهنگی)عبارتند از ۱-دانشگاهیان۲-قضات۳-مجلس۴-ارتشیان۵-احزاب ملی-دموکراتیک.
وظیفه احزاب ملی-دموکراتیک در شرایط کنونی عبارت است از تشکیل دولت گذار. این دولت باید با مشارکت احزاب داخل و خارج هرچه زودتر تشکیل و اعلام مجودیت کند. دولت گذار عضو اجرائی حکومت گذار(شورای هماهنگی) است. دولت گذار وظایف قوه اجرایی کشور را تا استقرار دولت موقت بعهده میگیرد.برای این منظور دولت گذار وظیفه اجرای نخستین انتخابات عمومی مجلس موقت را بعهده دارد. پس از تشکیل مجلس موقت دولت موقت از بطن مجلس موقت تشکیل خواهد شد. بر عهده مجلس و دولت موقت است که زمینه را برای تشکیل مجلس مؤسسان و رفراندوم عمومی برای قانون اساس جمهوری ایرانی فراهم کنند. پس از تائید قانون اساس جدید، حکومت جمهوری ایرانی مستقر خواهد گشت.
خواستههای ملی - دموکراتیک جنبش سبز
۱-انحلال نهاد رهبری و ارگانهای وابسته به ولی فقیه
۲-انحلال سپاه و بسیچ
۳-عدم مداخله مراجع عظام در امور حکومتی
۴-لغو اعدام ها
۵-آزادی زندانیان سیاسی
۶-تشکیل حکومت گذار به قرار زیر(شورای هماهنگی):
الف)تشکیل دولت گذار توسط احزاب و شخصیتهای ملی - دموکراتیک به قرار زیر:
۱)تشکیل شورای ملی-دموکراتیک از احزاب و شخصیتهای داخل و خارج
۲)تشکیل دولت گذار توسط شورای ملی - دموکراتیک
ب)تشکیل مجلس گذار ملی توسط فراکسیون اقلیت مجلس
پ)اداره نظامی و انتظامی کشور بعهده ارتش ایران و نیروهای انتظامی کشور است
ت)تشکیل کمیتهای از دانشجویان و اساتید
ث)تشکیل کمیتهای از قضات آزاد که کنترل امور زندانها را هم بطور گذار بعهده میگیرند
حکومت گذار (یا شورای هماهنگی) متشکل از نیروهای نامبرده از بند الف تا ث میباشد. بر عهده حکومت گذار (شورای هماهنگی) حاکمیت گذار کشور تا تشکیل حکومت جمهوری ایرانی است.
۷-بر عهده دولت گذار است که به عنوان عضو شورای هماهنگی اداره گذار امور اجرایی کشور را با هماهنگی سایر نهادهای شورا، بویژه مجلس با هدف ایجاد زمینه لازم و صالح برای مجلس و دولت موقت بدست گیرد
۸-پس از تشکیل مجلس موقت، از بطن مجلس موقت دولت موقت تشکیل میشود که به همراه مجلس موقت اداره امور کشور را به طور موقت بعهده میگیرد
۹-دولت و مجلس موقت موظف هستند با همکاری شورای هماهنگی کشور زمینه مساعد برای تاسیس مجلس مؤسسان قانون اساسی جمهوری ایرانی فراهم کنند.
۱۰-پس از تصویب قانون اساسی و تایید مردمی در یک رفرندم عمومی به عهد شورای هماهنگی است که قدرت حکومتی را به حکومت جمهوری ایرانی منتقل نماید.
۱۱-تضمین آزادیهای فردی، لغو حجاب اجباری، محدودیتهای دینی و مذهبی و مطبوعاتی
۱۲-اقدام شدید علیه هر گونه آشوب، خلع امنیت عمومی و تجاوزهای بیگانه
۱۳۸۸ دی ۱۵, سهشنبه
میر حسین موسوی در آخرین اطلاعیه خود پس از عاشورا راه حل خود را در پنج ماده مطرح کرد. وی با سلب مسئولیت از خود، کروبی و خاتمی در دادن فراخوان برای تاسوعا و عاشورا و با لگد زدن به مجاهدین، برای کند کردن روند دستگیری خود و حمله قریب الوقوع جناح رقیب تدبیر اندیشید. اما در میان بندهای پیشنهادی آقای موسوی، بدون شک نخستین آنان سخنی تازه و نشانی از تغییر مسیر وی دارد. صحبت از پاسخگو بودن دولت در قبال مجلس و مردم حرفی نبود که آقای موسوی در اطلاعیه های قبلی خود سخنی از آن به میان آورده باشد. دیگر صحبت از غیر قانونی بودن دولت احمد نژاد و رای من را پس بده نیست. آقای موسوی همچنین در پیشنهادات پنج ماده ای خود از آزادی زندانیان سیاسی و آزادی مطبوعات و آزادی احزاب بر طبق اصل 27 قانون اساسی سخن به میان آورد. البته آقای موسوی برای نشان دادن حسن نیت خود برای ارائه پیشنهادات خود، این گزینه را نیز در اختیار خامنه ای و احمدی نژاد قرار داد که احتیاجی نیست همه این موارد با هم آغاز شوند. در مجموع صحنه سیاسی پس از قیام عاشورا را می توان بدینگونه خلاصه کرد: 1- قیام آزادیخواهانه مردم تهران و دیگر شهرهای ایران در عاشورا بسیاری از طرف حسابها را به شدت به وحشت انداخت. شدت و شوک ناشی از این قیام و بخصوص عکس العمل تدافعی و ابتکارات مردمی آنچنان سرگیجه ای به نیروهای رژیم از راس تا ذیل وارد ساخت که بدون شک صحنه سیاسی از این پس به گونه ای دیگر رقم خواهد خورد. 2- رژیم حتی ذره ای ظرفیت پذیرش عقب نشینی موسوی را ندارد. نامه محسن رضایی که با اشاره به عقب نشینی موسوی از سوی برخی از جناجهای تندروی رژیم به عنوان ابتکاری برای برون رفت از بحران طرح شده بود، با هجمه مجموعه جناج حاکم به شکست انجامید. هرگونه حرکت به سوی مصالحه به هر میزان توسط خامنه ای- احمدی نژاد، خواستها و مطالبات 30 ساله مردم را به سطح آورده و در نهایت مجموعه رژیم را جارو خواهد کرد. 3- رژیم به سوی سرکوب و کشتار بیشتر روی خواهد آورد. افزایش سرکوب و شکنجه و کشتار یک انتخاب برای سران رژیم نیست. مجموعه جناح حاکم در چنان شرایطی قرار گرفته است که بدون یک اقدام عاجل، قیامهایی از نوع عاشورا در ابعاد بزرگتر بر سرش فرود خواهد آمد. گرچه وارد شدن به مرحله جدید سرکوب، در نهایت دردی از رژیم دوا نخواهد کرد، اما این تنها راه باقی مانده برای خامنه ای و سپاه است. 4- اطلاعیه 17 آقای موسوی، رهبران خودخوانده جنبش سبز در خارج کشور را به سختی در تنگنا قرار داده است، آنچنانکه برخی از آنان مجبور به تصحیح و تفسیر اولین ماده پیشنهادی آقای موسوی شده اند و برخی دیگر در اطلاعیه های جمعی به ناچار برای جبران مافات مواد دیگری را در بیانیه های خود می گنجانند. در کلیت، روند اوضاع سیاسی بسوی مرزبندی درست چه در داخل و چه در خارج از کشور بدون آنکه لطمه ای به حضور نیروهای مردمی در صحنه عمل مبارزاتی وارد شود، به پیش می رود و هر چه بیشتر شتاب می گیرد. بدون شک 22 بهمن آزمایش بزرگی برای ایران و ایرانی خواهد بود. 14 دی 1388 | ||
برگرفته از : سایت ایران گلوبالhttp://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=2-55983 |

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما
همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.
مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.
گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟
اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .
بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خس و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟
آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر، بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.
بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .
من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.
بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از این رو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالی که ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که به ما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .
اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن به این گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :
۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .
۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .
۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .
۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .
میرحسین موسوی
۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه
| - کنسرت داریوش در ارمنستان و شعار مرگ بر دیکتاتور http://www.youtube.com/watch?v=pVpGAC-bMD8&feature=player_embedded# |
پیش نویس یک گفتمان- یادداشت ها من مخالف اینم ما مانند بر گرداندن سیخ کباب جبهه موسوم به محور مقاومتی ها را از این که است یعنی جبهه ضد ا...
-
دفترچه جمهوری دوم منشور ائتلافی و قانون اساسی پیشنهادی برای آینده ایران دیباچه: برای ایرانی آزاد، عادل، و متحد ایران، سرزمین تمدن، تنوع، ...
-
در آغاز از اقتصاد سیاسی یا علم اقتصاد شروع می کنم و سپس به اقتصاد که موضوع اقتصاد سیاسی است می پردازم. من چندان با نام اقتصاد سیاسی مو...